معلم ، روشن فکری ، روشنگری و فرهیختگی
معلم ، روشن فکری ، روشنگری و فرهیختگی
آنچه که معلمان روشنفكرمعاصر با آن دست به گريبانند
معلمانی که با روشنگری باید بت ها را بشکنند و
همواره بت شکن بمانند
معلم یا تعلیم دهنده کسی است که به دانش آموزان خود علم یعنی دانش می آموزد. از دوران بسیار قدیم و به ویژه دوران معاصر، معلم حقیقی کسی نیست که فقط آموخته های خود از استادش را در اختیار شاگردانش قرار دهد بلکه او باید چراغ راه آموزش و پیشرفت دانش آموزش باشد. پس می بینیم یک معلم خوب نه تنها نباید جزوه به دانش آموزش بدهد بلکه باید مرجع ، منبع و ماخذ دانش را بر دانش آموزش رهنمون باشد و حتی انگیزه ی جستجو ، پژوهش ، کاوش و آفرینش را در او ایجاد کند. به عبارتی او را تشویق و ترغیب کند تا خود چراغ راهش را بیابد . خود راهش را به سوی هدف پسندیده ، مترقی ، خلاق و عالی روشن کند و با تکیه بر توانایی های ذاتی خود به سوی اهداف انسانیش قدم بردارد.
با فرض و قبول این ویژگی ها برای معلم، می بینیم معلم علاوه بر مسلط بودن و مهارت داشتن بر تخصص ویژه ی خود باید بر وظایف انسانی ، مسایل اجتماعی و حتی سیاسی جامعه ی خود آگاه باشد و در تشخیص سره از ناسره و تفکیک خوب از بد شناخت لازم را داشته باشد تا بتواند نه تنها دانش آموزان خود را رهنمون باشد بلکه آنان را دانشجو ، پژوهشگر، مبتکر و خلاق بار آورد. به عبارتی معلم خود باید فردی روشنفکر و فرهیخته باشد تا بتواند روشنگری کند.
فرهیخته به روشنفکری گفته می شود که از درد آفرینی به دیگران پرهیز کند و برای فراهم آوردن وسایل و امکاناتی تلاش کند تا از درد ها و آلام مردم و جامعه بکاهد. همانطور که تاریخ نشان می دهد بسیار روشنفکران و فیلسوفان چون ماکیاول بودند و هستند که از دانش و آگاهی خود برای بهره وری و لذت بردن از زندگی خود ، تمام اصول اخلاقی و انسانی را زیر پا گذاشتند و می گذارند و باعث درد و رنج و ناراحتی انسانها و چه بسا جامعه ی بشری و تخریب محیط زیست می شوند که این گونه افراد را باید نا فرهیخته نامید.
پس كمال مطلوب شغل معلمی ، فرهیختگی او یعنی روشنفكر بودن معلم و بيان آزادانه و روشنگرانه ی اوست. اين يك مساله انتزاعي و دست نيافتني نيست. اظهارات روشنگرایانه ی معلم (اعم از هر گونه بيان و ايده اي كه به مخاطبين ارائه شود) همواره بايد بخش ارگانيك و پيوسته اي از تجربيات جاري جامعه باشد. روشنگری معلم بايد زبان گوياي حقایق: فقر، ستم ، تبعیض، بی عدالتی ..... و نمایاندن اقشار تحت فشار جامعه باشد زیرا اين مسايل همواره وجود دارد و ارتباطي به عقايد خاص، اعتقادات مذهبي، تخصص ویژه ی معلم و شيوه هاي حرفه اي او ندارد.
یک معلم روشنفكر علوم انسانی ( چون معلم ادبیات ، تاریخ ، دانش اجتماعی ، علوم سیاسی ، حقوق .... ) امروزي نمي تواند تنها در حوزه ي تئوري يا آكادميك محدود بماند، بلكه مستقيما در حوزه ي مسايل اجتماعي درگيراست. همانطور که یک معلم ریاضی ، آمار ، حسابداری ، فیزیک ، شیمی ، زیست و زمین شناسی نباید فقط به تدریس تئوریک بپردازد و موظف به ورود به حوزه ی کاربردی علوم ( تاثیر علم در زندگی انسان ، بهبود جامعه ، سلامت و بقای محیط زیست و کره زمین باشد. اما يك آموزگار چگونه می تواند در مسايل اجتماعي درگير شود؟ باید دید آيا يك معلم روشنفكر مي تواند عضو يك حزب یا تشکل سیاسی یا صنفی بشود، یا با حفظ اعتقادات صحيح خود به تفكري خدمت كند كه خود را به صورت حركت صنفی یا سياسي مشخص و موقعيت ها نشان مي دهد يا بستری امن و معتبري وجود دارد كه معلم بتواند در فعاليت ها وارد شود، بدون آنكه رنج و درد برچسب ها و تهمت خيانت و خرابکاری را تحمل كند؟
مواجه شدن با چيزي كه استقلال فرد را تهديد مي كند، مشكل است و مشكل تر از آن پيدا كردن مسيري است كه در عين پا برجا بودن به عقايد خود به اندازه ي كافي آزادي را نيز حفظ كنيم. مشكل ترين مساله براي روشنفكر آن است كه بدون آنكه وابسته به نهادي باشد يا عامل اجرايي سيستم و متدي باشد، دست آوردهاي خاص خودش را بيان كند. هر كس كه نشاط موفقيت را در چنين فضايي احساس كرده باشد و در هوشياري و ثابت قدم بودن موفق باشد، تصديق خواهد كرد كه فاصله های خطوط همگرايي چقدر به هم نزدیک است. اما تنها راه موفقيت آن است كه خودتان را به عنوان يك روشنفكر، به گونه اي حفظ كنيد كه بتوانيد ميان بيان فعالانه حقيقت و گزینش راه درست، به بهترين روش ممكن، و حركت منفعلانه اي كه ديگران یا خواسته های نفسانی تان براي خط مشي شما تعيين مي كنند، يكي را انتخاب كنيد. براي روشنفكر فرهیخته بت های نفس و بت های جهان مادی همواره شكست خورده اند.
آنچه که لازم است نخست گفته شود تاكيدي بر اهميت حركت متهورانه ي معلم روشنگر، خطر كردن، افشا كردن و وفاداري به اصول، پذيرش خطر در مباحث و درگير شدن درمسايل صنفی ، اجتماعی، سیاسی و جهاني است. براي مثال اختلافي را كه ميان یک معلم روشنگر که باید او را روشنفکرآماتور نامید و یک روشنفکر حرفه اي ( سیاس ) می توان ترسيم كرد، بر همين مبنا قرار دارد. به طوري كه روشنفكر حرفه اي اظهارات خود را بر مبناي حرفه اش بيان مي كند و ظاهراً مدعي بي طرفي است. درحالي كه روشنفكر آماتور، نه توجهي به پاداش دارد و نه در انديشه انجام فوري كار حرفه اي است، بلكه با تعهد به ايده و اعتقاد خود و ارزش هاي موجود در فضاي عمومی جامعه، مبادرت به حركت مي كند. معلم روشنفكر اغلب اوقات به طور طبيعي به مسايل صنفی، اجتماعی و سياسی جامعه كشانده مي شود. علت آن است كه جامعه ی بشری تحت تاثير قدرت ها و منافع طبقه ی حاكم است كه ملت و يا جامعه را به حركت در مي آورد. همانگونه كه ماركس به درستي مي گويد: " روشنفكر از مسايل نسبتا انتزاعي تحليلي به تغيير و تحولات مهم اجتماعي كشانده مي شود."
هر معلم روشنفكري كه حرفه اش تنظيم و تدریس نقطه نظرها، ايده ها و ايدئولوژي هاي ویژه است، به طور منطقي آرزو دارد كه اين نظرات و ايده ها در جامعه به كار گرفته شود. معلمی که تنها به تدریس کتاب درسی که به دستش داده شده اکتفا می کند ، يا صرفا به خاطر آموزش مطالب درسی به دانش آموزان ، دریافت حقوق ماهیانه و حتی برای پژوهش علم محض تلاش مي كند، هيچ گونه اعتقادي ندارد ونمي تواند داشته باشد.
معلم باید روشنفكر، روشنگر و حقیقت گرا باشد. زیرا مسايل و مباحثی که معلم با آنها درگیر است مهم و داراي ارزش فوق العاده اي است. مباحث و مسائلي اخلاقي ، انسانی ، اجتماعی و سیاسی كه با جهان مادي درهم آميخته است. اما بايد ديد اين مباحث و مسايل در كجا و چگونه بيان مي شوند. به منافع چه كساني خدمت مي كنند. چگونه خود را با اخلاق عمومي و با ثبات منطبق مي كنند. چگونه ميان ثروت ، قدرت وحقيقت يكي را انتخاب مي كنند. و چگونه يك انتخاب را بر انتخاب ديگر ترجيح مي دهند. آیا گوینده یا نویسنده ی آن مطالب به دنبال منافع شخصی ، نام و نان است یا برای ترقی و تعالی جامعه تلاش می کند. دارندگان زر و زور و بت هاي حاکم كه سرانجام روزی مي شكنند، از روشنفكر و به ویژه معلم آگاه نوعي سرسپردگي مطلق یا سکوتی گورستانی مي خواهند، نه چشمانی تیز بین ، زبانی و نظراتي منتقدانه و پرسشگرانه. اصول و اخلاقيات روشنفكر از يك جعبه دنده تشكيل نشده است كه افكار واعمال آن از يك موتور محركه و تنها با يك نوع سوخت نيرو بگيرد. روشنفكر به فضايي نياز دارد كه در آن حركت كند، قد راست کند ، روشنگری کند و پاسخ گو باشد. امروزه بزرگترين تهديد براي زندگي روشنفكر تمجيد غيرمنتقدانه از صاحبان زور و زر است. كاملا پسنديده و امكان پذير است كه روشنفكر فرهیخته ، هر دوی فاشيسم و امپرياليسم را مردود بداند.
عقیده و اندیشه ی هر شخص اگر موجب زیان و خسارت برای دیگران و جامعه نباشد قابل احترام می باشد. اما بت تراشی، بت سازی ( بت سياسي ، اجتماعی یا صنفی ) ، از هر نوعش، در جهان پیشرفته و نزد دانایان و فرهیختگان مردود و مطرود است. به ویژه برای یک معلم روشنفكر ناپسند و نامناسب است.

این تارنما شخصی می باشد. اینجا برای ترویج اندیشه های پسندیده ی انسانی ، خدمت به آموزش و پرورش کشور ، جامعه ی بشری و باز تاباندن درد ها و دغدغه های معلمان تلاش می شود.