تشکل صنفی یا سیاسی

 واژه ی تشکل به يك گروه بندي اجتماعي گفته مي‌شود که برای پی گیری و تحقق هدفهای صنفی و شغلی یا سیاسی خود کوشش میکنند. هر کدام از این تشکل ها ی صنفی یا سیاسی لزوماً دارای اساسنامه ، آیین نامه ی داخلی و مرامنامه می باشند كه در قالب آن اساسنامه و با رعایت آیین نامه ی داخلی و مصوبات و مقررات گروه‌بندي اجتماعي یا تشکل، به پيگيري‌ فعاليتهاي خود می پردازند. از اینرو می توان گفت که يك گروه‌بندي اجتماعي از نظر علم جامعه‌شناسي تركيب منظم و سازمان‌ يافته‌اي از اشخاص هستند كه با مردم پراكنده و يا توده‌هاي غير منسجم اجتماعي فرق جامعه‌‌شناختي دارند. زیرا حركت توده‌هاي سازمان نيافته و يا فاقد تشكل و بي‌انسجام، اثر کمی در نظام جامعه دارد. به عبارت ديگر از نظر علم جامعه شناسي توده‌هاي مردم ولو توده‌هاي هم دین و هم مسلک حتی با فرهنگ مشترک جماعتی سازمان نيافته‌ هستند كه ازعناصر پراكنده اجتماعي تشکیل شده اند و دارای ملغمه‌اي از معيارهاي اجتماعي ـ فرهنگي هستند و يا هنجارهاي گروهي، عادتهای گروهي  يا اخلاق گروهي متفاوتی در جامعه  و از جمله در رفتارهاي صنفی و شغلی خود نشان مي‌دهند كه باعث مي‌شود تا هيچگونه انسجام‌ يافتگي به آن همه عناصر اجتماعي ندهد و در حالي كه از نظر علم جامعه‌شناسي يك گروه‌بندي‌ اجتماعي گروهي منظم است و روابط معيني ميان اشخاص منظم برقرار مي‌كند و رفتارهاي ویژه ای را طبق الگوههاي صنفی ـ فرهنگي ویژه بين آن عناصر اجتماعي رواج مي‌دهد و به همين دليل دوام تاريخي گروه‌بنديهاي اجتماعي باید بيش از دوام جمعیتها و توده‌های پراکنده و بدون یک برنامه ی مدون منسجم یا به عبارتی اساسنامه و آیین نامه باشد. البته اگرخودخواهی و خیانت عضوی یا اعضایی از تشکل موجب از هم پاشیدن تشکل نشود.

ما ایرانی ها اغلب به کار گروهی و همکاری دسته جمعی عادت نداریم زیرا از کودکی ، نوجوانی و جوانی به این کارهای گروهی آموزش ندیده ایم . همکاران معلم ما بسیار آزموده اند که همواره دانش آموزان و دانش جویان کوشا، با انظباط و درس خوان تلاش و رقابتشان انفرادی است . در مقابل دانش آموزان بازیگوش، درس نخوان و بی انظباط در همان اوایل سال تحصیلی همدیگر را پیدا می کنند، با هم می جوشند و در به هم زدن نظم کلاس ، مدرسه و کارهای ناشایست متحد می شوند. کشور ما در ورزشهای انفرادی به نسبت جمعیت و سرمایه گذاریش موفق تر از بسیاری کشور های جهان است . اما در ورزشهای گروهی دست آوردهای بسیار کمی داشتیم .

یک گروه بندی اجتماعی را می توان به یک خانواده  که دارای يك نظم و انظباط ویژه ی پیشرو و سازنده می باشد تشبیه کرد. اگر تمام اعضای آن خانواده ، به ویژه بزرگترهای خانواده، آن نظم و انظباط را رعایت کنند و محترم بدارند و خود خواه و سود جو نباشند یک گروه اجتماعي کوچکی را تشکیل می دهند كه اعضاي آن ارتباط مداوم، سالم ، محبت آمیز و محترمانه ای با يكديگر خواهند داشت و یقیناً در پی گیری و نیل به خواسته ها و اهداف خود موفق خواهند بود. لذا اتحاد و تشکل این خانواده هرگز از هم  نخواهد گسست. اما اگر اعضای آن خانواده به ویژه بزرگترها  حتی اگر یکی از سالمندان یا پیش کسوتان به مقررات و نظم و انظباط خانواده توجهی نکنند و خود خواهانه برای منافع خود، اهداف و آرمانهای خانواده را زیر پا بگذارند یا در حین زندگی در آن خانه همواره به منافع فردی خود بیندیشند مانند  گروه بندي های بدون آرمان و هدف مشترک و چون جمعیتی خواهند بود كه برای مثال در اتوبوسی یا هواپیمایی از مکانی به مکانی دیگر می روند اما هر کدام هدف و آرزوی خاص از رفتن به آن مقصد را  در سر می پرورانند و به محض رسيدن اتوبوس یا هواپیما به مقصد اعضاي آن جمع متفرق مي‌گردند. البته با این تفاوت که مسافران آن اتوبوس یا هواپیما هر گز یا به ندرت به اهداف و آرزو های همدیگر صدمه می زنند. اما هر کدام از اعضای یک خانواده یا گروه بندی اجتماعی که دارای مقررات، مصوبات، آیین نامه ، اساسنامه و آرمان مقدس است ؛ اگر خود خواهانه به فکر سود جویی از دیگر اعضای خانواده یا تشکل باشد ضربه ی مهلکی بر قامت آن خانواده یا تشکل خواهد زد و در صورت تکرار سرانجام آن خانواده یا تشکل را متلاشی خواهد کرد. تشکل های صنفی و سیاسی (احزاب ) دوام اجتماعي بيشتري مي‌آورند در صورتیکه ساختار اجتماعي مشخصي داشته باشند و نيز نقش فردي  هر عضو گروه در آن تشکل مشخص باشد و همه اعضا و به ویژه اعضای هیات رییسه یا هیات مدیره ی تشکل، خود را برتر از بقیه نپندارند، در چارچوب اساسنامه و آیین نامه حرکت کنند و برای منافع خود به تخریب شخصیت و حیثیت دیگر اعضا نپردازند ؛ که شوربختانه در تاریخ کشورما، تا کنون، تشکلهای صنفی و احزاب سیاسی با خود خواهی ها و خیانت بعضی اعضای تاثیرگذار و سرانشان ناموفق مانده اند و از هم پاشیده اند.

افزون بر این، عناصر یک تشکل باید داراي روابط متقابل اجتماعي با ديگر اعضای تشکل ‌باشند و هنجارها و هدفهای گروهي ویژه ی اساسنامه و آیین نامه ی خود را دنبال ‌كنند كه بر روش ايفاي نقش‌هاي صنفی یا سیاسی آنان در تشکل مزبور اثر ‌گذار باشد. از اینرو هر فرد صنفی یا سیاسی كه عضو آن تشکل مي‌شود موظف به رعايت آن هنجارهاي صنفی یا سیاسی گروهي خواهد بود که اساسنامه و آرمان  آن تشکل به همگان اعلام كرده است و الهام بخش و چراغ راه تمام اعضای آن تشکل می باشد.

در پایان باید یاد آور شد که تشبیه خانواده به یک تشکل به این معنی نیست که اعضای یک خانواده مثلاً اتحاد یک زن و شوهر را  می توان یک تشکل صنفی یا سیاسی نامید یا یک زن و شوهر می توانند خود را هیات مدیره و اعضای یک تشکل بدانند در صورتیکه تشکل را با خودخواهی تارانده اند و تشکلی وجود ندارد. هر کدام از اعضای یک خانواده می توانند عضو یک تشکل صنفی یا سیاسی اجتماعی باشند اما یک تشکل صنفی یا سیاسی را نمی توان فقط به اعضای یک خانواده محدود کرد. چون اتحاد اعضا یا بخشی از اعضای خانواده در پی گیری هدفی، گروه بندی اجتماعی محسوب نمی شود. همانطور که سهامداران و شرکای یک  بنگاه اقتصادی می توانند عضو یک تشکل صنفی یا سیاسی باشند اما اگر اکثریت اعضا و هیات مدیره ی یک تشکل صنفی یا سیاسی را سهامداران یک بنگاه تجاری تشکیل بدهند نمی توان آن را یک تشکل صنفی یا سیاسی اجتماعی نامید. زیرا آن گروه نمی توانند پیگیر منافع و اهداف یک صنف اجتماعی ، به طور فراگیر باشند . چون در بسیاری مواقع منافع اشتراکی و اقتصادی آنان مانع رشد اندیشه ها و رفتارهای صنفی – فرهنگی یا سیاسی – اجتماعی آنان خواهد بود و مفاد اساسنامه و آیین نامه ی تشکل صنفی یا سیاسی به مصلحت حفظ منافع تجاری و اقتصادی اشتراکی نادیده انگاشته یا قربانی خواهد شد.